412



کتاب چند روایت معتبر دومین اثر مصطفی مستور
در طی داستان هر چه پیش میریم، روابط بین افراد و همینطور شخصیت آنها را بهتر لمس میکنیم. این کتاب مانند اکثر نوشته های مستور، از چند بخش مختلف ولی بسیار نزدیک و مرتبط تشکیل شده .

فصل های کتاب  شامل :

چند روایت معتبر درباره ی عشق : معلم فیزیکی که عاشق شاگردش کیمیا شده است .
چند روایت معتبر درباره ی زندگی : کسری که همراه سایه زندگی می کند و به مهتاب می اندیشد .
چند روایت معتبر درباره ی مرگ : تکه هایی از زندگی افراد مختلف ، مرگ ، خودکشی ، عروسی و ...
مصائب چند چاه عمیق :  اینم باز تکه های مختلف زندگی که شروعش با قسمتی از داستان روی ماه خداوند را ببوس هست .
در چشم هات شنا می کنم و در دست هات می میرم : شاعری که عشقش به نفرت تبدیل شده و قصد آدم کشی دارد .
کیفیت تکوین فعل خداوند : سه زوج جوان که یکی از آن ها دچار حادثه ای شده و ناخودآگاه صدایی را می شنود .
کشتار : یوسف نویسنده ی گمنام و مونس که عاشق هم شده اند و با نامه با هم ارتباط دارند .

کتاب چند روایت معتبر یکی از همون کتابهایی ست که گفتم در موردش خواهم گفت
کتاب خوبی بود ، به شخصه از چند روایت معتبر درباره ی عشق و کشتار بیشتر خوشم اومد

بخشی از کتاب :

دوست داشتن را فقط باید نوشید. باید حس کرد. باید بوئید. باید گفت بی آن که کسی و حتی معشوق ات معنای آن را بفهمد. باید سوخت.باید دود شد.باید پروانه شد.باید پروانه شد.باید پروانه شد. باید ... دوست ات دارم. دوستت دارم نیلو.

411



این روزها در برخی سایت ها تحلیل هایی می خوانم با این مضمون که چرا معترضان به انتخابات دوره قبل، امسال هم در صف رای دادن ایستادند و اگر معتقد به تقلب در سال 88 هستند، چرا باز هم در انتخابات شرکت می کنند و اگر هم شرکت نکرده اند، چرا الان خوشحالند که روحانی رای آورده است؟!

دلیلش ساده است: این که من نوعی در سال 88 ادعا کردم رأیم خوانده نشده است، دلیل نمی شود امسال در انتخابات شرکت نکنم. چون ما آن سال آن همه کشته دادیم تا امسال مجبور بشوند به رأیمان احترام بگذارند. نظام دیگر مایل نیست چنان هزینه ای بدهد و دلیلی ندارد اگر آن سال تقلبی صورت داده باشد، بعد از آن همه اتفاق، امسال بنا بر مصلحت، رویه اش را تغییر نداده باشد. قرار نیست هرجا تقلبی رخ داد، همواره تقلب شود!
به خصوص که چهار سال پیش، قدرت به دست رییس جمهور و اطرافیانش بود و این، احتمال تقلب یا جهت دهی به انتخابات را بالاتر می برد، اما امسال انتخاب هر یک از کاندیداهای تایید صلاحیت شده توسط شورای نگهبان، علی السویه بود، که اگر نبود اصولا صلاحیتشان تایید نمی شد!

از طرف دیگر، من نوعی که امسال رای نداده ام نیز حق دارم خوشحال باشم، چون می بینم با وجود قهر ما، باز هم کاندیدای مورد نظر مردم رای آورده است. این نشان می دهد که اتفاقا خیلی از آرای روحانی را کسانی داده اند که در دوره های قبل، طرفدار احمدی نژاد بوده اند و همین که نظر آنها عوض شده باشد، جای خوشحالی دارد، ضمن آن که به خوبی حس می شود این بار نظر مردم محترم شمرده شده است و نظام، به خاطر منافع خودش هم که شده، سعی کرده از تجربه چهار سال پیش درس بگیرد.

اینجاست که حس می کنیم رای نداها و سهراب ها را پس گرفته ایم؛ اگرچه خودمان را گول نمی زنیم. شادیمان عمیق نیست، اعتمادمان جلب نشده است و هنوز منتظریم تا ببینیم در آینده چه پیش می آید.

از صفحه فیس بوک آنی دالتون نویسنده وبلاگ یادداشتهای دختر ترشیده ( ارمغان زمان فشمی)

پ ن 1 : در مورد متن نظری ندارم چون موافقم با حرفای آنی دالتون
پ ن 2 : صعود تیم ملی رو تبریک میگم ، و از خوشحالی مردم کشورم خیلی خیلی خوشحال شدم
پ ن 3 : خدایا این شادی های دسته جمعی رو از ما نگیر
پ ن 4 : حذف شد !!!
پ ن 5 : آنه عزیز ، خوشحالم از اینکه روزهای قشنگی پیش رو داری ، دفاع از پایان نامه که برای تو آب خوردنه خواهر :)

410



ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺨﻮاﺳﺘﻢ ﻛﻪ ﺗﻮ رو ﺑﺎ ﻛﺴﻲ ﻗﺴﻤﺖ ﺑﻜﻨﻢ
‫ﻳﺎ از ﺗﻮ ﺣﺘﻲ ﺑﺎ ﺧـﻮدم ﻳﻪ ﻟـﺤﻈﻪ ﺻﺤﺒﺖ ﺑﻜﻨﻢ


 اﻧﻘﺪر ﻇﺮﻳﻔﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻳﻚ ﻧﮕﺎه ﻫﺮزه ﻣﻴﺸﻜﻨﻲ
‫اﻣـﺎ ﺗـﻮ ﺧـﻠـﻮت ﺧﻮدم ﺗﻨﻬﺎ ﻓﻘﻂ ﻣﺎل ﻣﻨﻲ
ﺗﺮﺳﻢ اﻳـﻨﻪ ﻛﻪ رو ﺗﻨﺖ ﺟﺎي ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺑﻤﻮﻧﻪ
‫ﻳـﺎ روي ﺗـﻴﺸﻪ ﭼـﺸﺎت ﻏـﺒﺎر آﻫﻢ ﺑﻤﻮﻧﻪ
‫ﺗﻮ ﭘﺎك و ﺳﺎده ﻣﺜﻞ ﺧﻮاب ﺣﺘﻲ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﻣﻴﺸﻜﻨﻲ
‫ﺷـﻜـﻞ ﻫـﻤـﻪ آرزوﻫـﺎم، ﺗـﺠـﺴـﻢ ﺧـﻮاب ﻣـﻨﻲ

‫ﺣﺘﻲ ﺑﺎ اﻳﻨﻜﻪ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﻣﺜﻞ ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﻮ ﻧﻴﺴﺖ
‫ﭘـﻴﺶ ﺗـﻮ آﻳـﻨﻪي ﭼـﺸﺎم ﺣﻘﻴﺮه ﻻﻳﻖ ﺗﻮ ﻧﻴﺴﺖ

دانلود آهنگ عادت / سیاوش قمیشی

409



استراحت یک کودک کار در یک کارگاه آجر پزی در کابل


پ ن : چند تا از این بچه ها توی دنیا هستن خدایا ! :(

408



بچه که بودم بابا می‌گفت؛"من بودم وُ دایی خدا بیامُرز وُ عمه خدا بیامرز وُ مامان خدا بیامرز.. بعد بلند می خندید، می گفت" ای بابا همه که رفتن!" وَ من می خندیدم؛
بابا آرام خنده ش محو می شد همانطور که دستش را از پُشتِ سرش تا پیشانی‌ش می کشید وُ زمین را نگاه می کرد.
دیروز عکس ها را نگاه می کردم . دیدم من بودم وُ بابا خدا بیامرز، مامان خدا بیامرز، عمه خدا بیامرز اما هیچ‌کس نمی خندید. لب هام حتی تکان هم نخوردند.
مثل سنگ؛
از شیشه ی اتوبوس آسمان را نگاه می کردم وُ با خودم می گفتم" بغض به این بزرگی چجوری از گلویِ زمین پایین می رود !"
.
.
.

__ سیدمحمد مرکبیان، از مجموعه ی "دلتنگی‌ها" __

407



عجایب هفت گانه کاندیداها:
1) هفت نفر دکترند یک نفر مهندس
2) هفت نفر عینکی اند یک نفر بدون عینک
3) هفت نفر غیر آخوندند یک نفر آخوند
4) هفت نفر ریش دارند یک نفر بی ریش
5) هفت نفر اصولگرا هستند یک نفر اصلاح طلب
6) هفت نفر راست دست هستند یک نفر چپ دست
7) هفت نفرسرکار و نخودی اند یک نفر رئیس جمهور!

پ ن : کلی با پول ما اومدن به اصطلاح مناظره کردن ( شما بخون شعار دادن و تبلیغات کردن ) ولی بی فایده ! اصلحی نمی بینم پس رای نخواهم داد ! این از یه دونه رای من !

406



میون قلبای امروزی ما نمی دونم چرا نمیشه پل بست

مثه دو ماهی افتاده بر خاک به دور از چشم دریا رفتیم از دست

405



مثل چه کسی ؟

مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی، آن لحظه ی قبل از رها کردن دست، با نوک انگشتهاش به دستهایت یک فشار کوچک می دهد… چیزی شبیه یک بوسه!
مثل آن راننده تاکسی ای که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی بلند می گوید: روز خوبی داشته باشی.
آدمهایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان می شوی، دستپاچه رو بر نمیگردانند، لبخند می زنند و هنوز نگاهت می کنند.
آدمهایی که حواسشان به بچه های خسته ی توی مترو هست، بهشان جا می دهند، گاهی بغلشان می کنند.
دوست هایی که بدون مناسبت کادو می خرند، مثلا می گویند این شال پشت ویترین انگار مال تو بود. یا گاهی دفتریادداشتی، نشان کتابی، پیکسلی.
آدهایی که از سر چهار راه نرگس نوبرانه می خرند و با گل می روند خانه.
آدمهای پيامكهای آخر شب، که یادشان نمی رود گاهی قبل از خواب، به دوستانشان یادآوری کنند که چه عزیزند، آدمهای پيامكهای پُر مهر بی بهانه، حتی اگر با آن ها بدخلقی و بی حوصلگی کرده باشی.
آدمهایی که هر چند وقت یک بار ایمیل پرمحبتی می زنند که مثلا تو را می خوانم و بعد از هر یادداشت غمگین خط هایی می نویسند که یعنی هستند کسانی که غم هیچ کس را تاب نمی آوردند.
آدمهایی که حواسشان به گربه ها هست، به پرنده ها هست.
آدمهایی که اگر توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی کنارشان را با لبخند تعارف می کنند که غریبگی نکنی.
آدمهایی که خنده را از دنیا دریغ نمی کنند، توی پیاده رو بستنی چوبی لیس می زنند و روی جدول لی لی می کنند.

همین ها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی کردن…

404



خيلي ممنون، انقدر آسون، منو داغون كردي
واسه احساسي كه داشتم، دلمو خون كردي

تو كه هيچ حسي به اين قصه نداشتي واسه چي منو به محبت دو روزه مهمون كردي

همه عالم ميدونستن كه بري ميميرم
اما رفتي و همه عالمو حيرون كردي

خيلي ممنون واسه هرچي كه اوردي به سرم
خيلي ممنون ولي من هيچوقت ازت نميگذرم

من حواسم به تو بود و تو دلت سر به هوا
با همين سر به هواييت منو ويروون كردي

من كه با نگاه شيرينه تو فرهاد شدم
مگه اين كافي نبود كه منو مجنون كردي

همه عالم ميدونستن كه بري ميميرم
اما رفتي و همه عالمو حيرون كردي
خيلي ممنون واسه هرچي كه اوردي به سرم
خيلي ممنون ولي من هيچوقت ازت نميگذرم

دانلود آهنگ خیلی ممنون / سیاوش قمیشی


پ ن 1 : می‌دانم ! رویای خیس ، سمفونی هر شبِ تنهایی توست قبل از خواب !!! نکن با خودت ...

پ ن 2 : تلاش کردم از سایت پیکو فایل آهنگ رو آپلود کنم نشد مجبور شدم از این سایت لینک بزارم ، ببخشید دوستان

403



حذف کردن از بهترین چیزهای‌ست که در زندگی آموختم، حذف کردن دیگری
حذف کردن خود در دیگری،
حذف کردن خود از جایی، جریانی ...

تورج صابری وند