165
و بدون تردید من نمی دانم که چه بشود؟ مادرم هنوز ناخن هایش را مانیکور می کند و صبح ها کلاس یوگا می رود و عصرهای تابستان استخر. مادرم خوب مانده. من اما هیچکدام اینکارها را به عمر درازم نکرده ام. دروغ نباشد چندباری استخر رفته ام. اما یوگا و مانیکور، هرگز. ابروهام را هم خودم مرتب می کنم. حوصله زنیکه ی مشاطه را ندارم که به پوستم گیر بدهد که بیا فیلانش کنم برات تا جوانتر بشود. یا موهات را دو درجه روشن تر کنی ماه می شوی. اساسن حوصله ی ماه شدن ندارم. مادرم می گوید کی درست می شوی تو؟ از نظر مادرم کتاب خواندنِ زیاد و پیاده رویِ زیاد و کار کردنِ زیاد نشانه های روانی گی و افسردگی است.
مادرم زن خوبی ست اما.
از وبلاگ یازده دقیقه
پ ن : دقیقا همون قسمتی که خط کشیده شده حال منم هست !






